زندگینامه ریاضیدانان جهان
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٧  

 

زندگی نامه دکتر محمود حسابی

دکتر محمود حسابی دوران کودکی را با سختی و فقر گذرانده بود، به طوری که یادآوری خاطرات آن روزها ناراحتش می کرد ،ولی همواره می گفت:«مهم این است که در مقابل سختی­ها تسلیم نشد. اگر انسان در برابر دشواری­ها بایستاد . بر آن­ها چیره می شود. البته باید صبر و طاقت را از دست نداد و هیچ گاه ناسپاسی نکرد».

                پروفسور حسابی هر وقت از خواندن و پژوهش فراغت می یافت به باغبانی می پرداخت و در زمان مناسب از بیل زدن باغچه و یا خالی کردن آب حوض خانه اش هم پروایی نداشت.

                استاد حسابی خود حافظ قرآن بود و فرزندانش را از کودکی به یادگیری و انجام واجبات دینی تشویق می­کرد. حتی آنان را به تلاوت آیات به شیوه­ی صحیح و درک کامل معانی آن­ها وامی­داشت و علاوه بر دانش­اندوزی به یادگیری امور فنی مانند بنایی،جوش­کاری و نجاری فرا می­خواند و خود نیز  برا ی ساخت برخی از قطعات صنعتی،تا پاسی از شب کار می­کرد. او حدود هشت ماه هرروز به یک تراشکاری می­رفت و برا ی ناهار به یک بیسکویت راضی می­شد تا بتواند قطعات موردنظر را بسازد و کشور را از واردات بی­نیاز کند. او راه شکوفایی و استقلال کشور را در تلاش و کوشش افراد جامعه می­دانست و با علم بدون عمل مخالف بود.

زندگینامه دکارت

رنه دکارت( Rene Decartes)، فیلسوف، ریاضیدان و فیزیکدان بزرگ عصر رنسانس در روز 31 ماه مارس 1596 میلادی، در شهرک لاهه از ایالت تورنِ(Touraine) فرانسه متولد شد. مادرش در سیزده ماهگی وی درگذشت و پدرش قاضی و مستشار پارلمان انگلستان بود.
دکارت در سال 1606 میلادی، هنگامیکه پسر ده ساله ای بود، وارد مدرسه لافلش(La Fleche) شد. این مدرسه را فرقه ای از مسیحیان به نام ژزوئیتها یا یسوعیان تاسیس کرده بودند و در آن علوم جدید را همراه با تعالیم مسیحیت تدریس می کردند. دکارت طی هشت سال تحصیل در این مدرسه، ادبیات، منطق، اخلاق، ریاضیات و مابعدالطبیعه را فرا گرفت. در سال 1611 میلادی، دکارت در یک جلسه سخنرانی تحت عنوان اکتشاف چند سیاره سرگردان در اطراف مشتری، از اکتشافات گالیله اطلاع حاصل کرد. این سخنرانی در روح او  تاثیر فراوان گذاشت.

پس از اتمام دوره و خروج از لافلش، مدتی به تحصیل علم حقوق و پزشکی مشغول گردید، اما در نهایت تصمیم گرفت به جهانگردی پرداخته و آن گونه دانشی را که برای زندگی سودمند باشد، فرا بگیرد. به همین منظور، مدتی به خدمت ارتش هلند درآمد؛ چرا که فرماندهی آن را شاهزاده ای به نام موریس بر عهده داشت که در فنون جنگ و نیز فلسفه و علوم، مهارتی به سزا داشت و بسیاری از اشراف فرانسه دوست داشتند تحت فرمان او فنون رزمی را فرا بگیرند.دکارت در مدتی که در قشون ارتش هلند بود، به علم مورد علاقه خود، یعنی ریاضیات می پرداخت.

در بهار سال 1619 میلادی از هلند به دانمارک و آلمان رفت و به خدمت سرداری به نام ماکسیمیلیان درآمد. اما زمستان فرا رسید و در دهکده نوبرگ(Neuberg) در حوالی رود دانوب، بی دغدغه خاطر و با فراغت تمام، به تحقیق در ریاضیات پرداخت و براهین تازه ای کشف کرد که بسیار مهم و بدیع بود و در پیشرفت ریاضیات، تاثیر به سزایی گذاشت.

پس از مدتی، به فکر یکی ساختن همه علوم افتاد و در شب دهم نوابر 1619 سه رویای امید بخش دید و آن ها را چنین تعبیر کرد که:
روح حقیقت او را برگزیده و از او خواسته تا همه دانش ها را به صورت علم واحدی در آورد.این رویاها به قدری او را مشعوف ساخت که نذر کرد تا مقبره حضرت مریم را در ایتالیا زیارت نماید. وی چهار سال بعد به نذر خود وفا کرد.

از 1619 به بعد، چند سالی در اروپا به سیاحت پرداخت و چند سالی هم در پاریس اقامت کرد، اما زندگی در آن جا را که مزاحم فراغت خاطر خود می دید، نپسندید و در سال 1628 میلادی بار دیگر به هلند بازگشت و در آن دیار، تا سال 1649 میلادی، مجرد ، تنها و دور از هر گونه غوغای سیاسی و اجتماعی تمام اوقات خود را صرف پژوهش های علمی و فلسفی نمود.تحقیقات وی، بیشتر تجربه و تفکر شخصی بود و کمتر از کتاب استفاده می کرد.در سپتامبر 1649 به دعوت کریستین، ملکه سوئد برای تعلیم فلسفه خویش به دربار وی در استکهلم رفت. اما زمستان سرد این کشور اسکاندیناوی از یک سو و ضرورت سحرخیزی در ساعت پنج بامداد برای تعلیم ملکه از سوی دیگر، دکارت را که به این نوع آب و هوا و سحرخیزی عادت نداشت، به بیماری ذات الریه مبتلا ساخت.سرانجام، رنه دکارت در 11 فوریه سال 1650 در همان جا درگذشت و پس از مدتی،جسدش به فرانسه انتقال یافت.

دکارت از دانشمندان و فیلسوفان بزرگ تاریخ به حساب می آید. او قانون شکست نور را در علم فیزیک کشف کرد و هندسه تحلیلی را در ریاضیات و هندسه بنا نهاد.در تاریخ فلسفه غرب ، فلسفه جدید را با دکارت آغاز می کنند.

خوارزمی

خوارزمی محمدبن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می باشد از زندگی خوارزمی چندان اطلاع قابل اعتمادی در دسترس نیست . جز اینکه وی در حدود سال 780 میلادی در خوارزم متولد شد .

شهرت علمی خوارزمی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات ، مخصوصاً در رشته جبر انجام داده به طوریکه هیچکس از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته اند .

خوارزمی کارهای دیوفانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت ، خود نیز کتابی در این رشته ، بنام ( جبر و مقابله ) نوشت و معمولاً در حل معادلات دو عمل معمول است ، خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به وارد ساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد . خدمت شایان دیگر خوارزمی به جهان علم این است که وی حساب هندی و ارقام هندی را در دینای متمدن انتشار داد و اروپائیان را با استعمال صفر برای نشان دادن مرتبه خالی آشنا  ساخت . هنگامی که در قرن دوازدهم کتاب خوارزمی به زبان لاتین ترجمه شد ، این ارقام ، که به غلط ‹‹ارقام عربی ›› نامیده می شود ار طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید . همین ارقام است که انقلابی در ریاضیات به جود آورد و هرگونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت . باری کتاب جبر و مقابله خوارزمی قرنها در اروپا مأخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یئهانس هیسپانیس و گرادوس کرموتسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک آن را به زبان لاتین ترجمه کردند . خوارزمی در سایر رشته های علوم و مخصوصاً نجوم هم کارهای جالب و سودمندی انجام داد .

از جمله دو کتاب در اصطرلاب نوشت . اطلسی از نقشه آسمان و زمین تهیه کرد و نقشه های جغرافیایی بطلمیوس را اصلاح کرد .

آثار و تصنیفات خوارزمی

این دانشمند بزرگ در سال ً 820 ـ م ً ( زمان خلافت بنی عباسی در بغداد ) در حدود بین سالهای 200ـ195 هجری کتابی به نام جبر و مقابله را نوشت که در آن به هیچ وجه از حروف و علامت استفاده نشده بود ولی حل معادلات را به دو طریق که ما امروز جمع جبری ـ عمل متشابه و نقل جمعی از یک طرف به طرف دیگر می نامیم انجام می داد . اگر نتوانیم محتوای این کتاب را هنوز علم جبر جدید بنامیم ، از آنجا که اساس این کتاب بر استفاده از علائم اختصاری بوده است می توان لااقل پیدایش آن را یکی از مراحل مهم علم جبر دانست . برای رسیدن به نتیجه قطعی فقط می بایست یک قدم برداشت ، از قرار معلوم این قدم چندان سهل نبوده است زیرا مدت هفت قرن و نیم طول کشید تا این کار آخری نیز انجام شد .

بنابراین خوارزمی نخستین کسی است که علم جبر را پایه گذاری نموده و یکی از مراحل مهم این علم را پیدا نموده است .

استخراج التاریخ زیج اول و زیج ثانی که این دو زیج بسند هند معروف و محل اعتماد اهل فن بوده . دیگر صوره الارض یا رسم افریقیه می باشد . عمل السطرلاب ، مختصر من الحساب و الجبرو المقابله که در لندن چاپ شده که مشهورترین تألیفات اسلامی علم جبر همین کتاب جبر مقابله خوارزمی است که ظاهراً پس از اطلاع از علم جبر در یونان و ایران و هند جبر عربی را استخراج کرد ، همانطور که زیج خوارزمی جامع افکار و علمای هند و ایران و یونان در آن موضوع می باشد ، و شارحین اسلامی کتاب خوارزمی را مکرر شرح داده اند .

دیگر استخراج تاریخ الیهوده و اعیاد هم ( تاریخ یهود و عیدهای آنان ) . به هرحال کتب یونانی  ( فلسفی و عمل ) گوناگون این علوم بیگانه به عربی ترجمه می شد و حساب هم جزء آن عم ترجمه رایج گشت و مهندسان و هیئت شناسان حساب آموختند . ولی کسی که فقط متخصص در حساب باشد میان مسلمانان کم بوده و از بزرگترین مآثر تمدن اسلام آنکه حساب هندی و ارقام هندی را در دنیای متمدن انتشار دادند عربها این ارقام هندی را می گویند ، زیرا هندی ها آموخته اند و فرنگیها آنرا عربی می نامند چون از عربها گرفته اند .

نخستین کسی که این ارقام را از هندی به عربی انتقال داد ، ابوجعفرمحمدبن موسی خوارزمی مذکور در فوق می باشد که او در جدولها رقم های مهندسی را بکار برد و این کار در سال 197 هجری قمری انجام گرفت ، و این جدولها مبنا و مأخذ کارهای منجمان بود ، و از همان کلمه الخوارزم اروپائیها لفظ الگورزیم را ساخته اند .

در زبانهای اروپایی که اساس محاسبه بر مبنای اعشاری ده را الگوریتم می گویند اصل آن همان کلمه الخوارزمی است . پیردوسو می نویسد : ( در همان زمانی که پادشاهان باهوش و پر سخاوت عرب مطالعات علمی را تشویق می کردند ، هفت قرن تمام اروپا محکوم باین بود که بار جهل و نادانی را حمل کند و یکی از علائم جهل و نادانی این دوران غم انگیزتر و جانشین شارلمانی امر داد که نقشه جهان نمای اجدادش را که بر روی نقره حک شده بود خرد کد تا بتواند به سربازان خود جیره و مواجب بدهد . سال یکهزار میلادی نزدیک می شد سالی که پیامبران متعدد آن عصر به عنوان خاتمه جهان پیش بینی کرده بوند که اصلاح چه فایده دارد ؟ و منظور از جمع کردن چیست) .

این کلمات وحشت انگیز سخنانی بود که روحانیون مسیحی و کشیشها از روی منابر به مردم   می آموختند . مغان و ساحران و رمالان و غیبگویان بهترین پیشگوئیها را می کردند ، یک نوع جنون دسته جمعی و عمومی بر مردم جهان که از نظر شدت غم و اندوه می لرزیدند مسلط شده بود .

لکن در این هنگام که اورپا را خرافات و جهل و نادانی فرا گرفته بود که در نتیجه آن فقر و مسکنت و بدبختی آن را بدیار نیستی می کشانید ، طلوع اشعه درخشان علم و معرفت و فرهنگ اسلام و مسلمین بوسیله دانشمندان اسلامی جهانیان را روشن می کرد ، در علوم و فنون چندین قرن استاد اروپا بوده اند .

خلاصه آن که مسلمین در وضع و شرح علوم از جمله علم جبر حق تقدم داشتند زیرا از ترجمه علوم یونانی دو کتاب که در علم جبر که یکی تألیف : یوفانتوس و دیگری تألیف : ابرخس بوده و به عبری ترجمه شده بود بسیار ناچیز بوده است ، چنانکه اکنون علمای فن هم پس از بررسی و تحقیق و تدفین در این موضوع تشخیص داده اند که دو کتب مزبور ( در علم جبر ) که از یونانی به عربی ترجمه شده چیز مهمی نبوده و اساس علم جبر را مسلمانان و عربها وضع کرده اند و اروپائیها علم جبر را از کتبی که مسلمین نوشته اند استفاده کرده اند .

دیگر از کتب مهم ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی کتاب مفاتیح العلوم است که کتاب مهم و ارزنده ایست .

خوارزمی در سال 848 میلادی درگذشت .

 

 

 

 


 
آغاز بکار
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٧  

باسلام حضور یکایک عزیزان:

از اینکه در روز میلاد با سعادت مولای متقیان توانستم این وبلاگ را جهت

 معرفی وطنم شهر عزیز بجنوردبه دنیای مجازی ایجاد نمایم خیلی

خوشحالم .

 امیدوارم بتوانم با استعانت از خدای بزرگ و راهنمایی کلیه عزیزان

 بازدید کننده  لحظات خوشی را بوجود آورده ودر کنار عزیزان باشم.

بامن حرف نزن


کلمات کلیدی: